تبليغاتX
ღ♥ღ .:* قلب منی*:. ღ♥ღ - دوستت دارم
  qalbbarifasila.gif picture by habib_hamraz                    آسمان رقصيد و باراني شديم
                  موج زد دريا و طوفاني شديم
               
                  بغض چندين ساله ي ما باز شد
                  ياعلي گفتيم و عشق آغاز شد

dostiddaram.gif picture by habib_hamraz

sitaracheshmat.gif picture by habib_hamraz          بر کن عشق زمین گیر شود - بعد برو

                                       یا دل از دیدن تو سیر شود – بعد برو

ای پرنده به کجا؟!قدر دگرصبر بکن

                                      آسمان پای پرت پیر شود – بعد برو

باش با دست خود آیینه را پاک بکن

                                      نکند آیینه دلگیر شود – بعد برو

یک نفر حسرت لبخند تو را می بارد

                                     خنده کن عشق نمک گیر شود – بعد برو

خواب دیدی شبی از راه سوارت آمد

                                    باش خواب تو تعبیر شود – بعد برو

 

fasilakhat.gif picture by habib_hamraz

پایان هر عشق وصل نیست! شادی نیست! گاهی جدایی و غم و حسرت است.

 پس از عشق پرهیز کن ! حیف است ، مگذار قلب پاک و مهربانت با غبار عشق آلوده گردد،

 حیف است چشمان سیاه و زیبای تو روزی برای غم جدایی اشکبار شود

 

qalb.gif picture by habib_hamraz

در دیده به جای خواب آب است مرا

زیرا که به دیدنت شتاب است مرا

گویند بخواب تا به خوابش بینی

ای بیخبران چه جای خواب است مرا

qalb.gif picture by habib_hamraz

 

دست تو تو دست من بود دلت اما جای دیگه

تو خودت خبر نداری اما چشمات اینو میگه

 

بودنم را هیچ کس باور نداشت

هیچ کس کاری به کار من نداشت

بنویسید بعد مرگم روی سنگ

با خطوطی نرم و زیبا و قشنگ

آنکه خوابیده در این گور سرد

بودنش را هیچ کس باور نکرد

qalb.gif picture by habib_hamraz

 

به من گفتی که دل دریا کن ای دوست،

 همه دریا از آن ما کن ای دوست،

 دلم دریا شد و دادم به دستت،

 مکش دریا به خون پروا کن ای دوست

fasilakhat.gif picture by habib_hamraz

 fasilakhat.gif picture by habib_hamraz

گفتی از عشق و محبت ز تو نيست

راز اين دلدادگان مال تو نيست

گفتی از مرحم دردم چه کنم؟

زين سخن دوای دردم بر تو نيست

چه کنم ز اين خيالت دل نوا؟

که رهاورد دلت مال تو نيست

گفتی از عشق مگو راز جنون

که قبار اين قصه از آن تو نيست

گفتمت دوستی من از آن توست

گفتی اين دروغ ها کار تو نيست

گفتمت پس چه کنم با اين دل دل داده ام

که سخن از دل معشوق جز تو نيست

گفتی اين شبگرد عجايب ره چيست؟

اين سخن دلدادگی درد تو نيست

گفتمت پس چه کنم ای با وفا

پس سخن درد من از آن کيست؟

 

من پذیرفتم شکســــــــت خویش را پندهای عقل دور اندیش را من پذیرفتم که عشق افسانه است این دل درد اشنا دیوانه است. میروم از رفتن من باش شــــــــــــاد از عذاب دیدنم ازاد باش گر چه تو زودتر از من میـــــــــــروی آرزو دارم ولی عاشق شوی ارزو دارم بفــــهـــــمی درد را تلخی برخورد های سرد را

 flowerfasila.gif picture by habib_hamraz

 كاش ميشد هيچ کس تنها نبود

کاش ميشد ديدنت رويا نبود


گفته بودي با تو مي مانم ولي


رفتي و گفتي که اينجا جا نبود


ساليان سال تنها مانده ام


شايد اين رفتن سزاي من نبود


من دعا کردم براي بازگشت


دست هاي تو ولي بالا نبود


باز هم گفتي که فردا ميرسي


کاش روز ديدنت فردا نبود

 flowerfasila.gif picture by habib_hamraz

دلم مثل دلت خون شقایق

چشام دریای بارونه شقایق 

  مثل مردن میمونه دل بریدن

ولی دل بستن اسونه شقایق

قایق درد من یکی دوتا نیست

اخه درد من از بیگانه ها نیست

کسی خشکیده خون من رو دستاش 

که حتی یک نفس از من رها نیست 

flowerfasila.gif picture by habib_hamraz

 

از فراق دوری تو مست و حیرانم هنوز

با نبودت روز و شب سر در گریبانم هنوز

حرف هایت می دهد بوی صفا و همدلی

من به دنبال امید چشم زیباتم هنوز

مهربانا خنده ات چون شهد شیرین عسل

من به یاد خنده های پر مهر زیباتم هنوز

کی به آخر می رسد این انتظار من خدا

من به یادت روز و شب مجنون و فرهادم هنوز

flowerfasila.gif picture by habib_hamraz

دردی مرا بود که مداوا نمی شود .......... یاری مرا بود که هویدا نمی شود

دل داده ام به دلبر زیبا رخی ملیح .......... همتای او به حسن که پیدا نمی شود

جنت بدون جنت رویش جهنم است .......... بی جلوه اش بهشت مصفا نمی شود

بی عشق او هست مرا زندگی حرام .......... بی روی او عیش مهیا نمی شود

بیتی سروده شاعر شوریده ای ز دل .......... این بیت جز عنایت خدا نمی شود

iloveyou9.gif picture by habib_hamraz

با تو چه زندگی هایی که تو رویاهام نداشتم

تک و تنها بودم اما تو رو تنها نمی ذاشتم

چه سفرها با تو کردم چه سفرها تو رو بردم

دم مرگ رسیدم اما  به هوای تو نمردم

دارم از تو می نویسم که نگی دوستت ندارم

از تو که با یه نگاهت زیرورو شد روزگارم

   موقع  نوشتنو  وقت  اسم  گذ اشتنو  

کسی رو جز تو نداشتم اسمی جز تو نمی ذاشتم

 

من تموم قصه هام قصه ی توست

اگه غمگینه اون از غصه ی توست

با تو چه زندگی هایی که تو رویاهام نداشتم

تک و تنها بودم اما تو رو تنها نمی ذاشتم

حتی من به آرزوهات تو رو آخر می رسوندم

می رسدی تو اما من آرزو به دل می موندم

هی می خواستم که بگم که بدونی حالمو

اما ترس و دلهره خط می زد خیالمو

 

توی گفتن و نگفتن از چه روزای گذشتم

انقدر رفتم و رفتم که هنوزم برنگشتم

من تموم قصه هام قصه ی توست

اگه غمگینه اون از غصه توست

 

هر چی شعر عاشقونه ست من برای تو نوشتم

تو جهنم سوختم اما می نوشتم تو بهشتم

اگه عاشقونه گفتم عشق تو باعثشه

اگه مردم تو بدون چه کسی وارثشه

 

 

 

 

اي ديــر بدست آمــده بــس زود برفتي 

 آتش زدي اندر مـن و چون دود برفتي

چــون آرزوي تنــگدلان ديـــر رسيدي 

 چــون دوســتي سنگــدلان زود برفتي 

زان پيش كه در بـــاغ وصال تو دل من 

از داغ فــــراق تـــو ، برآســـــود برفتي

ناگشــته مــن از بنــد تــو آزاد بجستي

ناكرده مـرا وصــل تــو خشنود برفتي

آهنــگ به جــان مــن دلسوخته كردي 

  چـون در دل مـن عشـق بيفزود برفتي...

بیوفا و دروغگو برفتی...

flower.gif flower picture by habib_hamraz

تو می ترسی ازعشق وسودای عشق
تو بگریزی  از شور دنیای  عشق
 
همان  به که از این  سفر  بگذری
توطاقت نداری به صحرای عشق
 
تو را الفتی نیست.  با این  جنون
مبادا  نهی  لب  به  مینای عشق
 
تو  را  عشق. از خود  جدا  می کند
چو موسی که گم شد به سینای عشق
 
جنون  کرد  همت که  مجنون رسید
ز لیلای  صورت. به لیلای  عشق
 
ز  تن  جان  عاشق  گریزان   بود
ندارد   صدف   در   والای   عشق...!
qalbbarifasila.gif picture by habib_hamraz 
 
                        رفتنت آغاز ویرانیست حرفش را نزن

                         ابتدای یک پریشانیست حرفش را نزن

                         گفته بودی چشم بردارم من از چشمان تو

                         چشمهایم بی تو بارانیست حرفش را نزن

                         دوست داری بشکنی قلب پریشان مرا

                         دل شکستن کار آسانیست حرفش را نزن

                        عهد کردی با نگاه خسته ام محرم شوی

                        گر نگاهت خسته ما نیست حرفش را نزن

                        حرف رفتن میزنی وقتی که محتاج توام 

                        رفتنت آغاز ویرانیست حرفش را نزن 

flowerfasila.gif picture by habib_hamraz

 

زندگـــی زیبـاســـت چشمـی بـاز کـن ….....گردشـــی در کوچــه باغ راز کن.

هر که عشقش در تماشا نقش بست.........عینک بد بینی خود را شکسـت.

علـت عـاشــــق زعـلتــها جــداســـت.........عشق اسطرلاب اسرار خداست

من مـیـــان جســـمها جــان دیـــده ام......... درد را افکنـــده درمـان دیـــده ام

دیــــده ام بــر شـــاخه احـســـاســها..........می تپــد دل در شمیــــم یاسها

زنــدگــی موسـیـقـی گنـجشـکهاست ....... زندگی باغ تماشـــای خداســت

گـــر تـــو را نــور یـقیــــن پیــــــدا شود ........می تواند زشــت هم زیبا شــود

حال من ,در شهر احسـاسم گم است........حال من ,عشق تمام مردم است

زنـدگــی یــعنـی همیـــــــن پــروازهــا............ صبح ها, لبـخند هـا , آوازهـــا

ای خــــطوط چهــــره ات قـــــــرآن من ....... ای تـو جـان جـان جـان جـان مـن

با تـــو اشــــعارم پـر از تــو مــی شـود....... مثنوی هایـم همــه نو می شـود.

حرفـهایـم مــــرده را جــــان می دهــد........واژه هایـم بوی بـاران می دهـــد. 

 

 fasilakhat.gif picture by habib_hamrazfasilakhat.gif picture by habib_hamraz

دست سردمو بگيرين که دلم گريه می‌‌خواد

 نمی‌دونين دل عاشقم باهام را نمياد؟

 نمی‌دونين شونه‌های گرمتونو کم دارم؟

 تا تو اين غربت تلخ رو ململش سر بذارم

 هق‌هق غمو بگيرين از دل ترانه‌هام

 عطر رازقی بپیچه تو زمستون صدام

شب داره باز سرشو رو زانوی من ميذاره

بی شما بهونه‌ای برای موندن نداره

 زلف مشکی‌شو دارم دوباره شونه ميکنم

 گله از عشقو و صداقت و زمونه ميکنم

 باز بهار جون می‌گيره رو شاخه‌های خشک سيب

 من می‌مونم و هزار و يک شب و بغض نجيب

 من می‌مونم و شب و يه قاب خالی از شما

 قصه می‌شم رو لبای بسته‌ی قاصدکا

من نباشم چه کسی رو سينه‌تون سرمی‌ذاره؟

 چرا آسمون بايد تا دنيا دنياس بباره؟

 

fasilakhat.gif picture by habib_hamraz

 

 

باز شب آمد و چشمم ز غمت دریا شد 

 ماه روی تو در این آینه ها پیدا شد 

 نامه ی مهرتو دردیده چراغی افروخت 

 که به یک لحظه جهان در نظرم زیبا شد

نامه ات پیرهن یوسف من بود و از آن

چشم یعقوب دل غمزده ام بینا شد

گفتم آخر چه توان کرد ز اندوه فراق

طاقتم نیست که این غصه توانفرسا شد

ناگهان ید تو بر جان و دلم شعله فکند

دل تنها شده ام برق جهان پیما شد

آمدم از پی دیدار تو با چشم خیال

در همان حالت سوازدگی در وا شد

باورت نیست بگویم که در آن غربت تلخ 

 قامت سبز تو در خلوت من پیدا شد 

 آمدی نغمه زنان خنده کنان سرخوش و مست 

 لب خاموش تو پیش نگهم گویا شد 

 بوسه دادی و سخن گفتی و رفتی چو شهابی 

عجب بار دگر دور جدایی ها شد

ای پرستوی مهاجر چو پریدی زین بام

بار دیگر دل غربت زده ام تنها شد 

 باز من ماندم و تنهایی و خونگرمی اشک
 

باز شب آمد و چشمم ز غمت دریا شد

qalbbarifasila.gif picture by habib_hamraz

 

دوستت دارم چون تنها ترين فکر تنهايي مني

دوستت دارم چون زيباترين لحظات زندگي مني

دوستت دارم چون زيباترين روياي خواب مني

دوستت دارم چون زيباترين خاطرات مني

دوستت دارم چون به يک نگاه، عشق مني

qalbbarifasila.gif picture by habib_hamraz

من به غیر از تو نخواهم چه بدانی  چه ندانی

از درت روی  نتابم  چه  بخوانی  چه  برانی

دل من میل  تو  دارد  چه بجویی  چه نجویی

دیده ام  جای  تو  باشد  چه بمانی  چه نمانی

من که بیمار تو هستم چه بپرسی  چه نپرسی

جان به  راه  تو  سپارم  چه بدانی  چه ندانی  

ایستادم  به  ارادت   چه   بود   گر   بنشینی

بوسه ای بر لب عاشق  چه  شود گر بنشانی

می توانی  به   همه   عمر   دلم   را بفریبی

ور  بکوشی  ز  دل   من   بگریزی   نتوانی

دل  من  سوی   تو   آید   بزنی   یا   بپذیری

بوسه ات  جان   بفزاید   بدهی   یا    بستانی

جانی از بهرتو دارم چه بخواهی چه نخواهی

شعرم آهنگ تو دارد چه بخوانی  چه نخوانی

qalbbarifasila.gif picture by habib_hamraz

            

             عشــق بـازی کار هر شیـاد نیـسـت      ایـن شکــار دام هر صیــاد نیــست

عــاشـقی را قـابــلـیـت لازم اســــت      طـالب حـق را حـقیقـت لازم اسـت

عـشـق از مـعشـوق اول سـر زنـــد      تا به عـاشـق جـلوه ی دیگـر کــند

تـا بـحـدی کــه بــرد هـستــی از او      سرزند صد شورش و مستـی ازاو

شـاهــد ایــن مـدعی خــواهـی اگــر      بر حــسین و حـالـت او کــن نــظـر

روز عـاشـورا در آن میـدان عـشـق      کـرد رو را جـانب سلـطـان عشــق

بار الـهــا ایــن ســرم ایــن پـیـکـرم      ایــن عـلـمـدار رشـیـد ایــن اکــبـرم

این سکـینه ایــن رقیـه ایــن ربــاب      این عروس دست وپاخون درخضاب

این من و این ساربان این شمردون      این تن عریان میان خـاک و خـون

این من و ایـن ذکـر یـا رب یـا ربــم      ایـن من و ایـن نـالـه هـای زیـنـبـم

پس خطاب آمد زحق کی شاه عشق      ای حـسین ای یکـه تـاز راه عشق

گر تو بـر من عـاشقـی ای مـحـتـرم      پرده بَرکش من به تو عـاشق ترم

غـم مـخور کـه مـن خـریـدار تــوام      مـشتــری بـر جـنـس بــازار تــوام

هـر چـه بـودت داده ای در راه مـا      مـرحبـا صـد مرحبـا خـود هـم بیـا

خود بـیـا کـه می کـشم مـن نـاز تـو      عرش و فـرشم جملـه پـا انداز تـو

لـیـک خـود تنهـا نیـا در بــزم یــار      خـود بیــا و اصغــرت را هـم بـیـار

خـوش بـود در بـزم یـاران بـلـبـلـی      خــاصه در منقــار او بــرگ گـلـی

خـود تـو بـلبـل گــل علـی اصـغـرت      زودتــر بـشـتـــاب ســوی داورت

flowerfasila.gif picture by habib_hamraz

 

heartpic.gif picture by habib_hamraz

 

  

ته نشین شده عشقی که ما داشتیم

 

شمع و پروانه که سوختن ما کاشتیم

 

 

 زیر لب اسمم رو میکردی زمزمه شنیدم خونه عشقت اومده زلزله

 

آره منم همونی که چشماش خیسه به عشق تو اشک چشاش لبریزه

 

 

    

 

 

+ نوشته شده توسط ...:::::Your friend ::::.... در 7 Jan 2008 و ساعت 15:8 |


Powered By
PARVIZ


free counters



Alphaderma


Muse